وقتی پای افکارت را از سفره ی سوخته تردید هایم کوتاه کردی.
شاید روی دیوار ترک خورده ای مقداری زندگی پاشیدم.
ولی در را نبسته بودم.
گمان می کنم فاجعه از همانجا گر گرفت.
م.س.ت
RSS