از هیچ نشاید گویم
تنهایی تنهای تو زیر پوست این خانه در خواب
پدر از جاده ی زندگی آویزان
من در اندیشه ی ماهی سیاه تردید
که
دست در ویرانی باور دارد
سخت منتظرم
و اینک
سر جاده ی خیس رسوایی تنهایم
ღღღ
کهنهِ زخمِ ناگفتن ها ست
که به چرک اندر نشسته
ور نه
ژیغ ژیغِ خشکِ صدایم
از خراشِ تیغِ فریادی نیست
نازنین!
م.س.خ