نه خدایی تازه
گیرم ابر اخته ببارد
باران را
باغ ِ خاکستر چه کند؟
رهایم کنید!
بهار آمده باشد!
مگر نمی بینید؟
دستهایش خالی ست
نه خدایی تازه
نه چکاوکی
آه
چه بهاری!
چه بهاری!
بهار دگر گونه را
توئی که می سازی
شتاب کن!
رسیدن را
که فاصله ی جنگل شعله ور
تا باغ خاکستر
چندان نیست
شتاب کن!
باران را بگو درشت تر ببارد
و خدا را برهنه شود.
م.س.خ