تبليغاتX
یادم تو را فراموش - بی قراری
 

 

زل می زنم به موهایم . ریخته اند روی شانه هایم .

شکسته اند . تاب خورده اند در انزوا .

فاصله بی قرارشان کرده است .

 مدام خودشان را می کوبند به این ور و آن ور .

می پیچند در هم . صدایشان بالا می گیرد .

پرتاب می شوند توی هوا .

باز می گردند توی چشم هایم . می گزند گردنم را گاهی .

می رسانمشان به آب . صدایشان می خوابد .

خودشان را می سپارند به آب .

اشک هایم می ریزند . اشک هایشان می ریزد

آرام که گرفتیم . حوله را می اندازم رویشان .

نگاهم می ماند روی تار های بر زمین افتاده .

قورت می دهم آن حجم سنگین بغض را .

" تاب نیاوردند دوری تو را "

پاهایم را می گذارم توی حیاط .

حوله را می اندازم  روی بند .

موهایم تاب می خورند توی باد .

عشق می دود توی چشم هایم .

" فرو می ریزی در من "

دست هایم را باز می کنم .

نفس می کشم تو را . بودن تو را .

عشق تو می دود در جان من .

 

 

                                                             م.س.ت

 

 

& نوشته شده در سه شنبه هشتم خرداد 1386ساعت 5:8