تبليغاتX
یادم تو را فراموش - حصار لعنتی

 

 

چکمه های خیانت را بر زخم عصیان نهاد.

فریاد را مرهم این هوس باد کرده ی چرکین نبود.

زندگی حقیرش را در چادری بی رنگ خفه کرد.

تقدیر ملتهب زنی را با پیشانی پر چین رذالت به بازی گرفت..

و شب پر از وسوسه بازگشت.

 

م.س.ت

 

 

 

& نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 22:29