چکمه های خیانت را بر زخم عصیان نهاد.
فریاد را مرهم این هوس باد کرده ی چرکین نبود.
زندگی حقیرش را در چادری بی رنگ خفه کرد.
تقدیر ملتهب زنی را با پیشانی پر چین رذالت به بازی گرفت..
و شب پر از وسوسه بازگشت.
م.س.ت
RSS