اولین پرسش چون آتشی به جانم افتاد
پس از آن
لحظه لحظه می سوزم
در اندیشه های پیاپی
روحم در عروجی آرام به سوی آسمان می رود
تنم ذره ذره می سوزد
از خاطره ها خا کستری می ماند
بر آتش اندیشه هایم
که گاه
دستی
تلنگری
توده خاکستر را فرو می ریزد
و آتش دوباره خود نمایی می کند
یا ، لبی
روحم را به درون واژه ها می کشد
و من هر بار بیشتر می سوزم
تا خط پایان
اما نوشته هایم به جا می مانند
نوشته هایی که تا ابد اندوه مرا در خود حفظ می کنند
همچون فیلتر سیگاری بوناک
که همه از آن متنفرند
م.س.خ