ظالم شده ايد .

آن قدر که نمي شناسمتان .

مرا با دنياي پر از کنايه هايتان کاري نيست .

زخم خورده تر از آنم که هر صبحگاه ،

سر از پنجره به درون کوچه بياويزم

و با لبخندي بي معني بگويم :

صبح بخير .

 

م.س.ت